حدود 1340) به تدريس كتاب عبارات پرداخت. سپس دكتر الاهيات شد. گفته ميشود در سال1358در بري سنت ادموندز درگذشت.
شرح او بر عبارات را درحدود 1373 ـ 1377 هاينريش اويتايي تلخيص كرد. همچنين پرسش و پاسخهاي فلسفي و ديني نوشت. او پيرو بردهوار آكمي نبود، بلكه در برخي موارد او را تأييد نميكرد.
جُـرْز
توماس جُـرْز.1 همچنين معروف به توماس انگليسي. دومينيكي انگليسي، پيرو توما (متوفا 1310). لقب او موجب اشتباه شدنش با چند توماس انگليسي ديگر شده، از جمله توماس سوتني و توماس والنسيس، كه خود او هم با توماس واليس اشتباه شده است. گفته ميشود اجداد او ويلزي بودهاند، ولي خودش در لندن زاده شد. او و پنج برادرش به سلك دومينيكيان درآمدند و دو تن از برادرانش، والتر و رولاند سراسقف آرما شدند (والتر در سالهاي 1306 ـ 1307 و رولاند در 1311 ـ 1321).
توماس در آكسفورد و پاريس تحصيل كرد و در پاريس، لندن و آكسفورد به تدريس پرداخت.
او رئيس دومينيكيان آكسفورد و سپس انگلستان بود (1296 ـ 1303)، در شوراهاي عمومي فرقهٴ خودش در سال 1300 در مارسي و در 1301 در كلن شركت كرد. در پايان سال 1305 ادوارد اول او را كه كشيش اعترافنيوشش بود، براي مأموريتي نزد كلمنس پنجم به ليون فرستاد؛ آنگاه او كشيش كاردينال شد. همچنان در زمان ادوارد اول و ادوارد دوم نمايندگيشان را در دربار پاپ داشت و متكفل مأموريتهاي سياسي گوناگوني از قبيل مذاكرات صلح يا بررسي موضوعاتي همچون فقر مسيحايي شد. هنگامي كه در راه مذاكره با هانري هفتم لوگزامبورگي بود، در 13 دسامبر سال 1310 در گرنوبل درگذشت. او را در كليساي دومينيكي آكسفورد به خاك سپردند.
فعاليت علمي او احتمالاً پيش از سال 1305 صورت گرفت و بهاحتمال بيشتر مربوط به سدهٴ سيزدهم است، ولي در مجلد دوم فراموش كردم از او سخن بگويم و اگر بهخاطر مشتبه شدنش با توماس سوتني و توماس واليس هم شده باشد، اينك از او گفتوگو ميكنم؛ مثلاً شرح مقالهٴ اول كتاب
عبارات كه در سال 1523 در ونيز بهنام او چاپ شده، اينك به سوتن منسوب است؛
شرح مزامير چاپ 1611 در ونيز را كه باز داراي نام اوست، اينك به واليس نسبت ميدهند، شرحهاي ديگري بر
تورات، بر شهر خداي اوگوستين و غيره نيز به واليس نسبت داده شده است.2